اگر تیم ملی در گروهی دشوارتر قرار داشت، آیا میتوانست با همین عملکرد صعود کند؟ پاسخ، چندان امیدوارکننده نیست. بازیهای تیم ملی نه چشمنوازند، نه مستحکم و نه حتی نویدبخش یک تیم امیدوارکننده برای آینده. ساختار دفاعی آسیبپذیر است، خط میانی فاقد خلاقیت و خط حمله وابسته به نبوغ فردی ستارههایی مثل طارمی و آزمون. این یعنی تیم ملی، بهجای آنکه برنامهمحور باشد، بیشتر بر دوش تواناییهای فردی بازیکنانش پیش میرود.
امیر قلعهنویی را میتوان یکی از موفقترین مربیان تاریخ لیگ برتر ایران دانست، اما آیا او مربی مناسبی برای تیم ملی است؟ عملکرد او در سالهای اخیر نشان داده که نهتنها در تیمهای باشگاهی، بلکه در تیم ملی هم همچنان همان سبک قدیمی را دنبال میکند و همواره بیشتر متکی به استعدادهای فردی بازیکنان بوده تا یک سیستم تاکتیکی مشخص. او کمتر در طول بازی تغییرات تاکتیکی مؤثر ایجاد میکند و در موقعیتهای سخت، راهکارهای فنی مشخصی برای برونرفت از مشکلات ندارد. باید گفت در تیم ملی نه نشانی از سبک بازی منسجم دیده میشود و نه اثری از یک استراتژی مشخص و هر چه دیدهایم با حرکات فردی ستارهها رقم خورده تا برنامههای از پیش طراحیشده. اگر بازیکنانی مانند طارمی، آزمون یا قدوس نباشند، این تیم چه ایدهای برای خلق موقعیت دارد؟ با این اوصاف باید گفت قلعهنویی نبوغ مربیگریاش زنگ زده و دیگر آن جسارت و خلاقیتی که زمانی در استقلال و سپاهان از او میدیدیم، در تیم ملی دیده نمیشود.
صعود زودهنگام نباید باعث شود که ضعفهای تیم ملی نادیده گرفته شود. ما در این مرحله با تیمهایی روبهرو بودیم که در سطح فوتبال آسیا جزو قدرتهای درجه دو و سه محسوب میشوند، اما در همین سطح هم تیم ملی بارها دچار مشکلات تاکتیکی شد و این صعود آسان از گروهی آسانتر، بههیچوجه تضمینکننده موفقیت در ادامه راه نیست.
جامجهانی مسیری بسیار دشوار را پیشروی ما دارد و تیم ملی برای آنکه در آینده دچار شوک نشود، باید تغییر در سبک خودش را ایجاد کند و فریب این صعود را نخورد.
امیر قلعهنویی حالا در نقطهای حساس قرار دارد. او میتواند با اصلاح تفکرات تاکتیکیاش و ایجاد یک ساختار تیمی محکم، تیم ملی را به مسیر درست هدایت کند، یا اینکه همچنان به سبک قدیمی خود تکیه کند و به تواناییهای فردی بازیکنان چشم بدوزد.
تجربه نشان داده که تیمهایی که بر نبوغ فردی متکی باشند، در روزهای سخت دچار مشکل میشوند. اگر تیم ملی میخواهد در جامجهانی یک مدعی حداقل برای صعود از مرحله گروهی باشد و نه صرفاً یک تیم راهیافته به جامجهانی، باید از همین حالا تغییر را آغاز کند.
امیر قلعهنویی باید تصمیم بگیرد؛ آیا میخواهد در فوتبال ایران بهعنوان مربیای درجا زده و کهنه شناخته شود، یا کسی که توانست تیم ملی را از وابستگی به تکستارهها نجات دهد و سیستمی نوین را در سبک بازی پیاده کند؟
تا زمانی که این تغییرات رخ ندهد، قلعه تیم ملی همچنان متزلزل خواهد ماند و توهم موفقیت، در نهایت ممکن است یک شکست تلخ را رقم بزند.